پای پیاده ای دل تا کربلا سفر کن ...



<-BlogDescription->

خاطرات ترم اول
گفتم چندتا تیكه استادا رو كه یادمه بنویسم بعدا نگا كردم كلی كیـــــــــف میده
اولیش استاد زبان(آقای فهری):فلاسفیون و ـسپیكر(نه اِسپیكر)
استاد فیزیك كه انگار به جای 4 واحد فیزیك 2 واحدش خاطرات بود البته استاد خوبی بودااا:شما با این چنین آدم هایی سروكار خواهید داشت
استاد خوشنویسی كه وقتی میگفتی استاد چطور نوشتم میگفت:"خوبه ولی اینجاش یكم..."بعد كل نوشته رو میبرد زیر سؤال!!!
استاد ریاضی:كشمشو و ذهنی حل كردن سؤالات(لازم به توضیح اضافه نمیدونم ،قابل توجه رضای شومثب)
ریاضی:هستش یا نیستش؟(سکوت بچه ها)،(استاد:)هستش دیگه...

استاد تاریخ تحلیلی:"بگو آقاااااااااا" كه واقعا آخر سر موقع امتحان ضدحال زد واقعا سوالاش سخت بود.(مث امتحان ریاضیمون)
لبخند زیبای استاد آیین زندگی و اخلاق كاربردی()
آخر سر، بازكردن درِ آزمایشگاه فیزیك فنی حرفه ای الغدیر(داشت تبدیل به مشكل میشد كه به كمك تدبیر و امید(!!!)ختم به خیر شد.)
در ضمن:  بیربین(تاتی)=قوتار(تركی)=تمومش كن(فارسی)






::
:: مرتبط با: شخصی ,
:: برچسب‌ها: سعید صادقی دبیر فیزیک , دبیر فیزیک زنجان , دبیری فیزیک صادقی , دبیر فیزیک , رشته دبیری فیزیک , پردیس شهید بهشتی زنجان , دبیر فیزیک سعید صادقی زنجان ,
نویسنده : Saeid
تاریخ : سه شنبه 1392/03/21